kontaminieren
آلوده کردن، سمی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Umwelt/Substanz)
آلوده کردن، مسموم کردن (محیط، آب، غذا یا سطوح با مواد مضر، رادیواکتیو، باکتری و غیره)
- Die Chemiefabrik hat den Fluss mit giftigen Abwässern kontaminiert.کارخانه شیمیایی رودخانه را با پسابهای سمی آلوده کرده است.
- Das Essen wurde durch unsachgemäße Lagerung kontaminiert.غذا به دلیل نگهداری نامناسب آلوده شده بود.
2
Akkusativ (Sprachelement)
آمیختن زبانی، ترکیب کردن (کلمات یا عبارات به گونهای که نادرست یا ناخوشایند به نظر برسند؛ وامواژه ناخواسته)
- Der Autor kontaminiert seine Texte oft mit englischen Begriffen.نویسنده اغلب متون خود را با اصطلاحات انگلیسی آمیخته میکند.
- Diese Wortbildung ist unschön und wirkt stark kontaminiert.این واژهسازی ناخوشایند است و به شدت آمیخته به نظر میرسد.