kontaminieren

Aussprache: /kɔntamiˈniːʁən/
Worttrennung: kon·ta·mi·nie·ren
فعل

آلوده کردن، سمی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (Umwelt/Substanz)

آلوده کردن، مسموم کردن (محیط، آب، غذا یا سطوح با مواد مضر، رادیواکتیو، باکتری و غیره)

  • Die Chemiefabrik hat den Fluss mit giftigen Abwässern kontaminiert.کارخانه شیمیایی رودخانه را با پساب‌های سمی آلوده کرده است.
  • Das Essen wurde durch unsachgemäße Lagerung kontaminiert.غذا به دلیل نگهداری نامناسب آلوده شده بود.
2 Akkusativ (Sprachelement)

آمیختن زبانی، ترکیب کردن (کلمات یا عبارات به گونه‌ای که نادرست یا ناخوشایند به نظر برسند؛ وام‌واژه ناخواسته)

  • Der Autor kontaminiert seine Texte oft mit englischen Begriffen.نویسنده اغلب متون خود را با اصطلاحات انگلیسی آمیخته می‌کند.
  • Diese Wortbildung ist unschön und wirkt stark kontaminiert.این واژه‌سازی ناخوشایند است و به شدت آمیخته به نظر می‌رسد.