konträr
متضاد، مخالف، کاملاً متفاوت
Bedeutungen
1
کاملاً مخالف، در تضاد کامل با یکدیگر.
- Ihre Meinungen zu diesem Thema sind konträr.نظرات آنها در مورد این موضوع کاملاً مخالف است.
- Die beiden Ansichten stehen in einem konträren Verhältnis zueinander.این دو دیدگاه رابطه کاملاً متضادی با یکدیگر دارند.
- Er vertrat eine konträre Position zu der seines Kollegen.او موضعی کاملاً مخالف با همکارش اتخاذ کرد.
2
متضاد (در منطق و فلسفه)؛ چیزی که نمیتواند همزمان درست یا نادرست باشد.
- Die Aussagen sind konträr und können nicht beide wahr sein.این گزارهها متضاد هستند و هر دو نمیتوانند درست باشند.
- In der Logik spricht man von konträren Begriffen.در منطق از مفاهیم متضاد صحبت میشود.
- Das Gegenteil ist nicht immer das konträre.نقیض همیشه متضاد نیست.