konventionell

Aussprache: /kɔnvɛnt͡si̯oˈnɛl/
Worttrennung: kon·ven·ti·o·nell
صفت

مرسوم، سنتی، متعارف، عرفی

Bedeutungen

1

مطابق با آنچه که به طور گسترده پذیرفته شده یا مرسوم است؛ سنتی یا مطابق با عرف.

  • Sie bevorzugt konventionelle Methoden gegenüber neuen Technologien.او روش‌های مرسوم را به فناوری‌های جدید ترجیح می‌دهد.
  • Die Hochzeit folgte allen konventionellen Bräuchen.این عروسی از تمام رسوم متعارف پیروی کرد.
  • Sein Kleidungsstil ist sehr konventionell und unauffällig.سبک لباس پوشیدن او بسیار سنتی و معمولی است.
2

فاقد اصالت یا خلاقیت؛ کلیشه‌ای یا پیش‌بینی‌پذیر.

  • Der Film hatte eine konventionelle Handlung, die man schon oft gesehen hat.این فیلم داستانی کلیشه‌ای داشت که قبلاً بارها دیده شده بود.
  • Seine Antwort war leider sehr konventionell und bot keine neuen Einsichten.متاسفانه پاسخ او بسیار معمولی بود و هیچ بینش جدیدی ارائه نمی‌داد.
  • Wir suchen nach innovativen Lösungen, nicht nach konventionellen.ما به دنبال راه‌حل‌های نوآورانه هستیم، نه راه‌حل‌های مرسوم.