konzentriert
متمرکز، با تمرکز، فشرده، متراکم
Bedeutungen
1
با تمرکز کامل حواس و توجه بر روی یک کار یا موضوع؛ متمرکز.
- Sie arbeitete konzentriert an ihrer Präsentation.او با تمرکز بر روی ارائهاش کار میکرد.
- Der Schüler war sehr konzentriert und hörte dem Lehrer aufmerksam zu.دانشآموز بسیار متمرکز بود و با دقت به معلم گوش میداد.
- Man muss konzentriert sein, um diese Aufgabe zu lösen.برای حل این مسئله باید متمرکز بود.
2
فشرده یا متراکم شده؛ غلظت بالا.
- Das Medikament enthält eine konzentrierte Dosis.این دارو حاوی دوز فشردهای است.
- Die Lösung war sehr konzentriert und musste verdünnt werden.محلول بسیار غلیظ بود و نیاز به رقیق شدن داشت.
- Eine konzentrierte Masse von Menschen versammelte sich auf dem Platz.تودهای متراکم از مردم در میدان جمع شدند.