kopfförmig
سرشکل، شبیه سر
Bedeutungen
1
دارای شکلی شبیه به سر انسان یا حیوان.
- Die Skulptur hatte eine abstrakte, kopfförmige Gestalt.مجسمه شکلی انتزاعی و سرشکل داشت.
- Der Pilz hatte einen auffallend kopfförmigen Hut.قارچ کلاهی با شکل سر مشخص داشت.
- Die Wolke sah kopfförmig aus, wie ein riesiger Kopf am Himmel.ابر شبیه سر به نظر میرسید، مانند یک سر غولپیکر در آسمان.