kopfschüttelnd

Aussprache: /ˈkɔpfˌʃʏtl̩nt/
Worttrennung: kopf·schüt·telnd
قید

با تکان دادن سر (از روی رد کردن، عدم تایید، عدم درک)

Bedeutungen

1

با انجام عمل تکان دادن سر به نشانه مخالفت، عدم تایید، تأسف، یا عدم درک.

  • Er hörte die Geschichte kopfschüttelnd an.او داستان را با تکان دادن سر (به نشانه عدم تایید) گوش داد.
  • Sie sah das Chaos im Zimmer kopfschüttelnd an.او با تکان دادن سر (از روی تأسف) به آشفتگی اتاق نگاه کرد.
  • Der Lehrer erklärte die schwierige Aufgabe, aber die Schüler sahen ihn kopfschüttelnd an.معلم مسئله دشوار را توضیح داد، اما دانش‌آموزان با تکان دادن سر (عدم درک) به او نگاه کردند.