rückkoppeln

Aussprache: /ˈrʏkˌkɔpl̩n/
Worttrennung: rü·ck·kop·peln
فعل

بازخورد دادن، بازگشت به نقطه شروع

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas rückkoppeln)

اطلاعات، نتایج یا بازخورد را به منبع اصلی، سیستم یا فرآیند برگرداندن.

  • Das System koppelt die Kundendaten automatisch zurück an die Datenbank.سیستم به طور خودکار داده‌های مشتری را به پایگاه داده برمی‌گرداند.
  • Wir müssen die Ergebnisse der Umfrage an die zuständige Abteilung rückkoppeln.ما باید نتایج نظرسنجی را به بخش مربوطه بازخورد دهیم.
2 sich + intransitiv

در سیستم‌های فنی (مانند صدا یا الکترونیک)، بازخورد خودکار ایجاد شدن که می‌تواند منجر به تقویت ناخواسته یا نوسان شود.

  • Das Mikrofon koppelt ständig zurück und erzeugt ein lautes Pfeifen.میکروفون مدام بازخورد می‌دهد و صدای سوت بلندی تولید می‌کند.
  • Bei hoher Verstärkung kann die Anlage leicht rückkoppeln.در تقویت بالا، سیستم به راحتی می‌تواند بازخورد ایجاد کند.