فعل
بادگلو زدن (اسب)، جفتگیری کردن (خروس)، آروغ زدن (عامیانه)
معانی و تعاریف koppen:
- (در مورد اسب) گاز گرفتن یا جویدن اشیاء (یک عادت بد رفتاری)
- (منطقهای، عامیانه) آروغ زدن
جملات نمونه برای koppen:
Mein Pferd ''koppt'' ständig.
اسب من دائماً بادگلو میزند.
Der Hahn ''koppt'' die Henne.
خروس با مرغ جفتگیری میکند.
Wenn man das Bier zu hastig trinkt, muss man ''koppen.''
اگر آبجو را خیلی سریع بنوشید، باید آروغ بزنید.