kopulativ

Aussprache: /kopulaˈtiːf/
Worttrennung: ko·pu·la·tiv
صفت

عطفی، پیوندی، ربطی

Bedeutungen

1

در دستور زبان، به کلماتی (مانند افعال ربطی) اشاره دارد که دو بخش جمله را به هم پیوند می‌دهند یا یک گزاره را به یک اسم یا صفت نسبت می‌دهند.

  • Das Verb 'sein' ist ein typisches kopulatives Verb.فعل 'sein' یک فعل ربطی معمولی است.
  • In diesem Satz fungiert 'ist' als kopulatives Element.در این جمله، 'ist' به عنوان عنصر ربطی عمل می‌کند.
  • Die Analyse konzentrierte sich auf kopulative Satzkonstruktionen.تحلیل بر ساختارهای جمله‌ای عطفی متمرکز بود.