korkig

Aussprache: /ˈkɔʁkɪç/
Wortzerlegung: kor·kig
صفت

(در مورد شراب) طعم چوب پنبه‌ای، (به طور کلی) چوب پنبه‌ای، از جنس چوب پنبه

Beispiele

  • Dieser Wein schmeckt ''korkig.'' Ein feuchter, modriger Geruch dominiert vollkommen sein Bukett und sein Aroma.nach:این شراب طعم چوب پنبه‌ای می‌دهد. بوی مرطوب و کپک‌زده‌ای کاملاً بر رایحه و طعم آن غالب است.