korpuskulär
سلولی، جسمی (مربوط به اجزای کوچک بدن یا خون)
Bedeutungen
1
مربوط به اجسام یا ذرات کوچک، به ویژه در زمینه پزشکی و بیولوژیکی، مانند سلولهای خونی یا ذرات معلق.
- Die Untersuchung konzentrierte sich auf die korpuskuläre Zusammensetzung des Blutes.این تحقیق بر روی ترکیب سلولی خون تمرکز داشت.
- Feine korpuskuläre Partikel können tief in die Lunge eindringen.ذرات ریز جسمی میتوانند به عمق ریهها نفوذ کنند.
- Der Arzt erklärte die korpuskuläre Theorie der Krankheitsentstehung.پزشک تئوری جسمی ایجاد بیماری را توضیح داد.