korrekt
درست، صحیح، درستکار، مناسب
Bedeutungen
1
مطابق با قواعد، استانداردها یا واقعیت؛ صحیح و بدون اشتباه.
- Bitte geben Sie Ihre Antwort korrekt an.لطفاً پاسخ خود را به درستی وارد کنید.
- Die Berechnung war mathematisch korrekt.محاسبه از نظر ریاضی صحیح بود.
- Er hat sich stets korrekt verhalten.او همیشه رفتار درستی داشته است.
2
صادق، درستکار، پایبند به اصول اخلاقی و وظایف.
- Ein korrekter Beamter nimmt keine Bestechungsgelder an.یک کارمند درستکار رشوه قبول نمیکند.
- Er ist ein korrekter Geschäftsmann, dem man vertrauen kann.او یک تاجر درستکار است که میتوان به او اعتماد کرد.
- Sein Verhalten war immer korrekt und fair.رفتار او همیشه درستکارانه و منصفانه بود.
3
مناسب، شایسته، مطابق با عرف و ادب اجتماعی.
- Bei der Zeremonie war eine korrekte Kleidung erforderlich.برای مراسم، پوشیدن لباس مناسب لازم بود.
- Er hat sich bei der Vorstellung korrekt benommen.او در هنگام معرفی، رفتار درستی از خود نشان داد.
- Die Antwort war nicht nur korrekt, sondern auch höflich.پاسخ نه تنها درست، بلکه مودبانه نیز بود.