korrekt

Aussprache: /kɔˈrɛkt/
Worttrennung: kor·rekt
صفت

درست، صحیح، درستکار، مناسب

Bedeutungen

1

مطابق با قواعد، استانداردها یا واقعیت؛ صحیح و بدون اشتباه.

  • Bitte geben Sie Ihre Antwort korrekt an.لطفاً پاسخ خود را به درستی وارد کنید.
  • Die Berechnung war mathematisch korrekt.محاسبه از نظر ریاضی صحیح بود.
  • Er hat sich stets korrekt verhalten.او همیشه رفتار درستی داشته است.
2

صادق، درستکار، پایبند به اصول اخلاقی و وظایف.

  • Ein korrekter Beamter nimmt keine Bestechungsgelder an.یک کارمند درستکار رشوه قبول نمی‌کند.
  • Er ist ein korrekter Geschäftsmann, dem man vertrauen kann.او یک تاجر درستکار است که می‌توان به او اعتماد کرد.
  • Sein Verhalten war immer korrekt und fair.رفتار او همیشه درستکارانه و منصفانه بود.
3

مناسب، شایسته، مطابق با عرف و ادب اجتماعی.

  • Bei der Zeremonie war eine korrekte Kleidung erforderlich.برای مراسم، پوشیدن لباس مناسب لازم بود.
  • Er hat sich bei der Vorstellung korrekt benommen.او در هنگام معرفی، رفتار درستی از خود نشان داد.
  • Die Antwort war nicht nur korrekt, sondern auch höflich.پاسخ نه تنها درست، بلکه مودبانه نیز بود.