korrigieren
تصحیح کردن، اصلاح کردن
Beispiele
- Mein Deutschlehrer hat meinen Aufsatz ''korrigiert'' und war danach unzufrieden mit mir.معلم آلمانیام انشای مرا تصحیح کرد و بعد از آن از دست من ناراضی بود.
- Korrigieren'' Sie mich, wenn ich falsch liege, aber sie waren doch vor Ort, oder?اگر اشتباه میکنم مرا تصحیح کنید، اما مگر شما آنجا حضور نداشتید؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
اشتباهی را درست کردن، اصلاح کردن
- Der Lehrer korrigiert die Fehler der Schüler.معلم اشتباهات دانشآموزان را تصحیح میکند.
- Bitte korrigieren Sie diesen Satz.لطفاً این جمله را اصلاح کنید.
2
sich (Akkusativ)
(خود را) اصلاح کردن، رفتار یا عقیده خود را تغییر دادن
- Er hat sich schnell korrigiert, als er seinen Fehler bemerkte.وقتی متوجه اشتباهش شد، سریع خودش را اصلاح کرد.
- Sie muss sich in ihrer Haltung korrigieren.او باید موضع خود را اصلاح کند.