korrosionsbeständig

Aussprache: /kɔroˈzi̯oːnsbəˌʃtɛndɪç/
Worttrennung: kor·ro·si·ons·be·stän·dig
صفت

مقاوم در برابر خوردگی، ضد زنگ

Bedeutungen

1

توانایی مقاومت در برابر تخریب ناشی از واکنش‌های شیمیایی یا الکتروشیمیایی با محیط اطراف، مانند زنگ زدن فلزات.

  • Diese Edelstähle sind besonders korrosionsbeständig.این فولادهای ضد زنگ به ویژه در برابر خوردگی مقاوم هستند.
  • Für den Einsatz im Meerwasser benötigen wir korrosionsbeständige Materialien.برای استفاده در آب دریا، ما به مواد مقاوم در برابر خوردگی نیاز داریم.
  • Die Beschichtung macht das Metall korrosionsbeständig.پوشش فلز را در برابر خوردگی مقاوم می‌سازد.