korruptionsfrei
بدون فساد
Bedeutungen
1
مکانی، نهادی یا فردی که عاری از فساد، رشوه یا تبانی است.
- Die Regierung bemüht sich um eine korruptionsfreie Verwaltung.دولت در تلاش برای ایجاد یک مدیریت بدون فساد است.
- Es ist wichtig, dass die Justiz korruptionsfrei arbeitet.مهم است که دستگاه قضایی بدون فساد کار کند.
- Sie forderten eine transparente und korruptionsfreie Politik.آنها خواهان سیاستی شفاف و بدون فساد بودند.