korruptionsverdächtig
مشکوک به فساد
Bedeutungen
1
فرد، سازمان یا معاملهای که به نظر میرسد درگیر فساد یا اعمال غیرقانونی است، حتی اگر هنوز اثبات نشده باشد.
- Der Beamte wurde wegen korruptionsverdächtiger Handlungen suspendiert.این مقام به دلیل اقدامات مشکوک به فساد تعلیق شد.
- Die Firma steht wegen korruptionsverdächtiger Geschäfte unter Beobachtung.این شرکت به دلیل معاملات مشکوک به فساد تحت نظر است.
- Die Wahlkommission prüfte die korruptionsverdächtigen Vorfälle.کمیسیون انتخابات موارد مشکوک به فساد را بررسی کرد.