صفت
آرایشی، ظاهری (بهطور سطحی و نه بنیادی)
جملات نمونه برای kosmetisch:
Da er immer noch so gut aussieht, vermute ich stark, dass er ''kosmetisch'' nachgeholfen hat.
چون هنوز خیلی خوب به نظر میرسد، شدیداً شک دارم که از نظر ظاهری (عمل زیبایی) به خودش رسیده باشد.