kostengünstig
مقرون به صرفه، کمهزینه
Bedeutungen
1
ارائه ارزش خوب در برابر هزینه؛ ارزان یا با هزینه کم نسبت به کیفیت یا مزایای ارائه شده.
- Wir suchen eine kostengünstige Lösung für das Problem.ما به دنبال راه حلی مقرون به صرفه برای این مشکل هستیم.
- Diese Fluggesellschaft bietet kostengünstige Flüge in viele Städte.این شرکت هواپیمایی پروازهای مقرون به صرفه به بسیاری از شهرها ارائه میدهد.
- Die Renovierung wurde kostengünstig durchgeführt.بازسازی به شیوهای کمهزینه انجام شد.