kostenpflichtig
پولی، دارای هزینه، غیررایگان
Bedeutungen
1
چیزی که برای استفاده یا دریافت آن باید پول پرداخت شود؛ غیررایگان.
- Der Zugang zur Ausstellung ist kostenpflichtig.ورود به نمایشگاه پولی است.
- Viele Online-Kurse sind nicht kostenlos, sondern kostenpflichtig.بسیاری از دورههای آنلاین رایگان نیستند، بلکه پولی هستند.
- Für diesen Service wird eine kostenpflichtige Gebühr erhoben.برای این سرویس یک هزینه پولی دریافت میشود.