koten
مدفوع کردن، دفع مدفوع
Beispiele
- Der Hund ''kotet'' auf des Nachbars Wiese.سگ روی چمن همسایه مدفوع میکند.
Bedeutungen
1
kein Objekt
(در مورد حیوانات، گاهی اوقات به صورت عامیانه و بیادبانه برای انسان) مدفوع کردن، فضله انداختن.
- Der Hund hat auf den Teppich gekotet.سگ روی فرش مدفوع کرد.
- Vögel koten oft von Bäumen herunter.پرندگان اغلب از درختان فضله میاندازند.