vollkotzen

Aussprache: /ˈfɔlkɔt͡sn̩/
Worttrennung: voll·kot·zen
فعل

بالا آوردن روی چیزی، استفراغ کردن و کثیف کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas vollkotzen)

استفراغ کردن روی چیزی یا کسی، بالا آوردن و کثیف کردن چیزی (بسیار عامیانه و توهین‌آمیز).

  • Er hat die ganze Party vollgekotzt.او تمام مهمانی را بالا آورد و کثیف کرد.
  • Der Hund hat das neue Sofa vollgekotzt.سگ مبل نو را بالا آورد و کثیف کرد.