kotzen

Aussprache: /ˈkɔt͡sn̩/
Wortzerlegung: kot·zen
فعل

استفراغ کردن، بالا آوردن

Beispiele

  • Mir ist schlecht, ich glaube, ich muss gleich ''kotzen.حالم بد است، فکر کنم همین الان باید استفراغ کنم.
  • Vorher ''kotzte'' der Wal Blut und hatte braunen Abfluss an seinem Anus.قبل از آن نهنگ خون بالا آورد و در مقعدش ترشحات قهوه‌ای رنگ داشت.

Bedeutungen

1 Intransitiv

(عامیانه، بی‌ادبانه) استفراغ کردن، بالا آوردن.

  • Mir ist schlecht, ich muss kotzen.حالم بد است، باید استفراغ کنم.
  • Nach der Party hat er gekotzt.بعد از مهمانی او استفراغ کرد.