ankotzen
بالا آوردن روی, منزجر کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas ankotzen)
حال کسی را به هم زدن، کسی را متنفر یا عصبانی کردن (بسیار عامیانه و توهینآمیز)
- Diese ständige Lärmerei kotzt mich wirklich an!این سر و صدای مداوم واقعاً حال مرا به هم میزند!
- Sein egoistisches Verhalten kotzte alle seine Freunde an.رفتار خودخواهانهاش همه دوستانش را منزجر کرد.