kräftigen

Aussprache: /ˈkʁɛftɪɡən/
Wortzerlegung: kräf·ti·gen
فعل

تقویت کردن، نیرو بخشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

تقویت کردن، نیرومند کردن (بدن، سیستم ایمنی، یک سازمان)

  • Sport kräftigt den Körper.ورزش بدن را تقویت می‌کند.
  • Diese Maßnahme soll die Wirtschaft kräftigen.این تدبیر قرار است اقتصاد را تقویت کند.
2 sich + Akkusativ

(خود را) تقویت کردن، نیرومند شدن (انعکاسی)

  • Er muss sich nach der Krankheit kräftigen.او باید بعد از بیماری خود را تقویت کند.
  • Die Mannschaft kräftigte sich durch neue Spieler.تیم با بازیکنان جدید خود را تقویت کرد.