ankrähen
قارقار کردن (به سمت کسی/چیزی)، بانگ زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas ankrähen)
(پرنده) با صدای قارقار یا بانگ زدن به سمت کسی یا چیزی صدا کردن.
- Der Rabe krächzte uns von dem Baum aus an.کلاغ از روی درخت به سمت ما قارقار کرد.
- Die Krähen krähten laut auf die Felder.کلاغها با صدای بلند به سمت مزارع بانگ زدند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas ankrähen)
(مجازی) با صدای بلند و اعتراضآمیز به کسی چیزی گفتن یا اعتراض کردن.
- Er krähte den Nachbarn wegen des Lärms an.او به خاطر سر و صدا به همسایه اعتراض کرد.
- Sie krähte ihn an, weil er zu spät gekommen war.او با صدای بلند به او گفت که چرا دیر آمده است.