ankrähen

Aussprache: /ˈaŋkʁɛːən/
Worttrennung: an·krä·hen
فعل

قارقار کردن (به سمت کسی/چیزی)، بانگ زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas ankrähen)

(پرنده) با صدای قارقار یا بانگ زدن به سمت کسی یا چیزی صدا کردن.

  • Der Rabe krächzte uns von dem Baum aus an.کلاغ از روی درخت به سمت ما قارقار کرد.
  • Die Krähen krähten laut auf die Felder.کلاغ‌ها با صدای بلند به سمت مزارع بانگ زدند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas ankrähen)

(مجازی) با صدای بلند و اعتراض‌آمیز به کسی چیزی گفتن یا اعتراض کردن.

  • Er krähte den Nachbarn wegen des Lärms an.او به خاطر سر و صدا به همسایه اعتراض کرد.
  • Sie krähte ihn an, weil er zu spät gekommen war.او با صدای بلند به او گفت که چرا دیر آمده است.