krängen
کج شدن، کج کردن (کشتی)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas krängen)
کج کردن (کشتی، قایق یا هواپیما) به یک طرف؛ به پهلو متمایل کردن (معمولاً به دلیل باد، بار یا مانور).
- Der starke Wind krängte das Segelboot gefährlich.باد شدید قایق بادبانی را به خطرناکی کج کرد.
- Der Pilot krängte die Maschine, um den Touristen die Aussicht zu zeigen.خلبان هواپیما را کج کرد تا منظره را به گردشگران نشان دهد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
کج شدن (کشتی، قایق یا هواپیما) به یک طرف؛ به پهلو متمایل شدن.
- Das Schiff krängte im Sturm stark nach Steuerbord.کشتی در طوفان به شدت به سمت راست کج شد.
- Durch die Welle krängte das kleine Boot plötzlich.قایق کوچک ناگهان در اثر موج کج شد.