krängen

Aussprache: /ˈkrɛŋən/
Worttrennung: krän·gen
فعل

کج شدن، کج کردن (کشتی)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas krängen)

کج کردن (کشتی، قایق یا هواپیما) به یک طرف؛ به پهلو متمایل کردن (معمولاً به دلیل باد، بار یا مانور).

  • Der starke Wind krängte das Segelboot gefährlich.باد شدید قایق بادبانی را به خطرناکی کج کرد.
  • Der Pilot krängte die Maschine, um den Touristen die Aussicht zu zeigen.خلبان هواپیما را کج کرد تا منظره را به گردشگران نشان دهد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

کج شدن (کشتی، قایق یا هواپیما) به یک طرف؛ به پهلو متمایل شدن.

  • Das Schiff krängte im Sturm stark nach Steuerbord.کشتی در طوفان به شدت به سمت راست کج شد.
  • Durch die Welle krängte das kleine Boot plötzlich.قایق کوچک ناگهان در اثر موج کج شد.