krätzig

Aussprache: /ˈkʁɛt͡sɪç/
Worttrennung: krät·zig
صفت

مبتلا به گال، دارای گال

Bedeutungen

1

مبتلا به بیماری پوستی گال (Scabies) که توسط کنه‌های ریز ایجاد می‌شود.

  • Das Tier war krank und sah sehr krätzig aus.حیوان بیمار بود و خیلی مبتلا به گال به نظر می‌رسید.
  • Der Arzt diagnostizierte eine krätzig Haut.پزشک پوستی مبتلا به گال را تشخیص داد.
  • Es ist wichtig, krätziges Vieh sofort zu isolieren.مهم است که دام‌های مبتلا به گال فوراً قرنطینه شوند.