hereinkriechen
به داخل خزیدن (به سمت گوینده)
Bedeutungen
1
in + Akkusativ / Dativ
با خزیدن یا سینه خیز رفتن وارد مکانی شدن، با تمرکز بر حرکت به سمت مکان گوینده یا مکانی که در دید اوست.
- Der verletzte Soldat kroch langsam ins Zelt herein.سرباز مجروح به آرامی به داخل چادر خزید.
- Nach dem Regen kroch die Schnecke langsam auf den nassen Stein herein.پس از باران، حلزون به آرامی روی سنگ خیس به سمت داخل خزید.