zukriechen
به سمت کسی یا چیزی خزیدن، به طرف کسی یا چیزی سینهخیز رفتن، بسته شدن (زخم)
Bedeutungen
1
zu + Dativ (zu jemandem / etwas zukriechen)
با خزیدن به سمت چیزی حرکت کردن.
- Das kleine Kind kroch zu seiner Mutter hin.کودک کوچک به سمت مادرش خزید.
- Der Soldat kroch vorsichtig zu dem verwundeten Kameraden zu.سرباز با احتیاط به سمت همرزم زخمیاش سینهخیز رفت.
2
intransitiv (بدون مفعول)
(در مورد زخم یا سوراخ) به تدریج بافت جدیدی روی آن رشد کردن و آن را بستن.
- Die Wunde begann langsam zuzukriechen.زخم به آرامی شروع به بسته شدن کرد.
- Nach einigen Wochen ist das Loch im Stoff fast zugekrochen.پس از چند هفته، سوراخ پارچه تقریباً بسته شده است.