vorkriechen
چهار دست و پا جلو آمدن، خزیدن به جلو
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به آرامی و با خزیدن به جلو حرکت کردن یا از جایی (معمولاً مخفیگاه) بیرون آمدن.
- Das Baby begann, auf allen Vieren vorzukriechen.نوزاد شروع به چهار دست و پا جلو آمدن کرد.
- Die Katze kroch unter dem Sofa vor, um ihr Spielzeug zu holen.گربه برای برداشتن اسباببازیاش زیر مبل خزید.