krökeln
فوتبال دستی بازی کردن
Beispiele
- Gemeinsam gingen sie auch ins Jugendzentrum, spielten dort Billiard, ''krökelten,'' backten Pizza oder schrieben Bewerbungen.آنها با هم به مرکز جوانان نیز رفتند، آنجا بیلیارد بازی کردند، فوتبال دستی بازی کردند، پیتزا پختند یا درخواستهای کار را نوشتند.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
(شمال آلمان، عامیانه) فوتبال دستی بازی کردن
- Lass uns eine Runde krökeln gehen!بیا برویم یک دست فوتبال دستی بازی کنیم!
- Sie krökeln oft in der Kneipe.آنها اغلب در میخانه فوتبال دستی بازی میکنند.