krötenartig
وزغمانند
Bedeutungen
1
دارای ظاهر، ویژگیها یا خصوصیاتی شبیه به وزغ؛ معمولاً به پوست ناهموار، بدن چاق یا ظاهر ناخوشایند اشاره دارد.
- Der alte Mann hatte eine runzlige, krötenartige Haut.پیرمرد پوستی چروکیده و وزغمانند داشت.
- Die Kröte saß regungslos auf einem Stein, ihr Aussehen war krötenartig.وزغ بیحرکت روی سنگی نشسته بود، ظاهرش وزغمانند بود.
- Manche Pilze haben eine krötenartige Oberfläche.برخی قارچها سطحی وزغمانند دارند.