krötenhaft

Aussprache: /ˈkʁøːtənhaft/
Worttrennung: krö·ten·haft
صفت

وزغ‌مانند

Bedeutungen

1

شبیه وزغ؛ دارای ظاهر یا ویژگی‌هایی که یادآور وزغ است (مانند پوست زگیل‌دار یا شکل بدن).

  • Der Frosch hatte eine krötenhafte Haut.قورباغه پوستی وزغ‌مانند داشت.
  • Seine krötenhafte Figur war nicht gerade attraktiv.اندام وزغ‌مانند او اصلاً جذاب نبود.
  • Die Kröte saß mit einer krötenhaften Haltung auf dem Stein.وزغ با حالتی وزغ‌مانند روی سنگ نشسته بود.