krüsch

Aussprache: /kʁyːʃ/
Worttrennung: krüsch
صفت

سخت‌گیر، مشکل‌پسند، گزین‌گو

Bedeutungen

1

کسی که به راحتی راضی نمی‌شود، بسیار دقیق و سخت‌گیر در انتخاب یا قضاوت، مشکل‌پسند.

  • Er ist sehr krüsch, wenn es um die Auswahl seiner Freunde geht.او در انتخاب دوستانش بسیار سخت‌گیر است.
  • Als krüsche Esserin hat sie nur wenige Restaurants, die sie mag.او به عنوان یک غذاخور مشکل‌پسند، رستوران‌های کمی را دوست دارد.
  • Sei nicht so krüsch, das Essen ist doch gut!اینقدر سخت‌گیر نباش، غذا خوب است!