krüsch
سختگیر، مشکلپسند، گزینگو
Bedeutungen
1
کسی که به راحتی راضی نمیشود، بسیار دقیق و سختگیر در انتخاب یا قضاوت، مشکلپسند.
- Er ist sehr krüsch, wenn es um die Auswahl seiner Freunde geht.او در انتخاب دوستانش بسیار سختگیر است.
- Als krüsche Esserin hat sie nur wenige Restaurants, die sie mag.او به عنوان یک غذاخور مشکلپسند، رستورانهای کمی را دوست دارد.
- Sei nicht so krüsch, das Essen ist doch gut!اینقدر سختگیر نباش، غذا خوب است!