krütsch

Aussprache: /ˈkʁʏtʃ/
Worttrennung: krütsch
صفت

ایرادگیر، سخت‌گیر (به ویژه در غذا خوردن) (گویش شمال آلمان)

Bedeutungen

1

کسی که به راحتی از غذا یا چیزهای دیگر راضی نمی‌شود، ایرادگیر و سخت‌گیر است (بیشتر در گویش شمال آلمان).

  • Sei nicht so krütsch, probier einfach mal!اینقدر ایرادگیر نباش، فقط امتحان کن!
  • Er ist sehr krütsch, wenn es um neue Gerichte geht.وقتی پای غذاهای جدید در میان باشد، او بسیار سخت‌گیر است.
  • Das Kind ist bekannt dafür, sehr krütsch beim Essen zu sein.این بچه به خاطر سخت‌گیری زیادش در غذا خوردن شناخته شده است.