krabbelfähig

Aussprache: /ˈkʁabl̩ˌfɛːɪç/
Worttrennung: krab·bel·fä·hig
صفت

قادر به خزیدن

Bedeutungen

1

کسی یا چیزی که توانایی خزیدن دارد، به ویژه نوزادان یا حیوانات کوچک.

  • Das Baby ist jetzt krabbelfähig und erkundet die Wohnung.نوزاد اکنون قادر به خزیدن است و در حال کاوش آپارتمان است.
  • Die krabbelfähigen Kleinkinder spielten auf dem Teppich.کودکان نوپای قادر به خزیدن روی فرش بازی می‌کردند.
  • Nach der Operation war er noch nicht krabbelfähig.او پس از عمل جراحی هنوز قادر به خزیدن نبود.