Konjugierte Form
شکل صرف شده فعل 'krachen' (صدای شکستن یا ترکیدن دادن، سقوط کردن با صدا)
معانی و تعاریف krachten:
- ایجاد صدای بلند و ناگهانی ناشی از شکستن، ترکیدن یا برخورد شدید؛ در معنای مجازی، به درگیری یا اختلاف شدید اشاره دارد.
جملات نمونه برای krachten:
Das alte Holz knarrte und krachte, als der Sturm durch die Bäume fegte.
چوبهای قدیمی جیر جیر میکردند و صدا میدادند، وقتی طوفان در میان درختان میپیچید.
Die beiden Geschäftspartner krachten wegen der strategischen Ausrichtung des Unternehmens heftig aneinander.
این دو شریک تجاری به دلیل جهتگیری استراتژیک شرکت به شدت با هم درگیر شدند.