kraftvoll
پرانرژی، قدرتمند، نیرومند
Beispiele
- Nach einem ''kraftvollen'' Stoß landete die Kugel bei über 20 Metern.پس از یک پرتاب قدرتمند، وزنه در فاصله بیش از ۲۰ متری فرود آمد.
- Vögel sind die ''kraftvolleren'' Flugtiere, doch zahlenmäßig sind ihnen die Insekten um ein Vielfaches überlegen.پرندگان موجودات پروازی نیرومندتری هستند، اما از نظر تعداد، حشرات به میزان زیادی بر آنها برتری دارند.