krallen

Aussprache: /ˈkralən/
Wortzerlegung: kral·len
فعل

چنگ زدن، پنجه کشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

با پنجه‌ها یا ناخن‌ها چیزی را محکم گرفتن یا خراشیدن.

  • Die Katze krallte ihre Krallen in den Baumstamm.گربه پنجه‌هایش را در تنه درخت فرو کرد.
  • Er krallte das Geld fest in seiner Hand.او پول را محکم در دستش چنگ زد.
2 sich + an + Akkusativ

خود را با چنگ و دندان به چیزی چسباندن یا محکم گرفتن تا نیفتد یا جدا نشود.

  • Das Kind krallte sich an seine Mutter.کودک به مادرش چنگ زد.
  • Er krallte sich an das Geländer, um nicht zu fallen.او به نرده چنگ زد تا نیفتد.