hervorkramen
از جایی بیرون آوردن (با جستجو و به زحمت)، پیدا کردن و بیرون کشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas hervorkramen)
چیزی را که در جایی پنهان، فراموش شده یا درهم ریخته است، با جستجو و تلاش زیاد بیرون آوردن یا پیدا کردن.
- Er kramte lange in seiner Tasche, um den Schlüssel hervorzuholen.او مدت زیادی در جیبش گشت تا کلید را بیرون بیاورد.
- Sie kramte alte Fotos aus einer Kiste hervor.او عکسهای قدیمی را از یک جعبه بیرون کشید.