krankengymnastisch
فیزیوتراپیایی، مربوط به فیزیوتراپی
Bedeutungen
1
مربوط به فیزیوتراپی یا تمرینات درمانی برای بهبود عملکرد فیزیکی.
- Der Arzt verordnete krankengymnastische Übungen.دکتر تمرینات فیزیوتراپی را تجویز کرد.
- Sie absolvierte eine krankengymnastische Ausbildung.او دورهی آموزشی فیزیوتراپی را گذراند.
- Die krankengymnastische Behandlung dauerte mehrere Wochen.درمان فیزیوتراپی چندین هفته طول کشید.