krankenhausreif

Aussprache: /ˈkraŋkn̩haʊsˌraɪ̯f/
Worttrennung: kran·ken·haus·reif
صفت

نیازمند بستری شدن در بیمارستان، به شدت مجروح

Beispiele

  • Das Opfer wurde ''krankenhausreif'' geprügelt.قربانی به شدت کتک خورده بود و نیازمند بستری شدن در بیمارستان بود.