krankenversichern

Aussprache: /ˈkʁaŋkənfɛʁˌzɪçɐn/
Wortzerlegung: kran·ken·ver·si·chern
فعل

بیمه درمانی کردن (خود را یا کسی را)

Beispiele

  • Der Unterhaltspflichtige darf auch selbst Altersvorsorge betreiben und sich privat ''krankenversichern.فردی که موظف به پرداخت نفقه است، می‌تواند خودش نیز برای دوران بازنشستگی پس‌انداز کند و خودش را به صورت خصوصی بیمه درمانی کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را تحت پوشش بیمه درمانی قرار دادن.

  • Er muss seine Familie krankenversichern.او باید خانواده‌اش را بیمه درمانی کند.
  • Das Unternehmen krankenversichert alle seine Mitarbeiter.این شرکت تمام کارمندان خود را بیمه درمانی می‌کند.
2 sich (reflexiv)

خود را تحت پوشش بیمه درمانی قرار دادن.

  • Jeder Bürger muss sich in Deutschland krankenversichern.هر شهروندی در آلمان باید خود را بیمه درمانی کند.
  • Sie hat sich privat krankenversichert.او خود را به صورت خصوصی بیمه درمانی کرده است.