kranklachen

Aussprache: /ˈkraŋkˌlaxn̩/
Worttrennung: krank·la·chen
فعل

از شدت خنده مردن، از خنده مردن

Bedeutungen

1 sich + Akkusativ

از شدت خنده بیمارگونه یا بسیار زیاد خندیدن (همیشه به صورت انعکاسی با sich).

  • Wir haben uns über den dummen Fehler krankgelacht.ما به خاطر آن اشتباه احمقانه از شدت خنده مردیم.
  • Sie lachte sich krank, als sie den Witz hörte.او وقتی لطیفه را شنید از خنده ضعف کرد.