krankmelden
استعلاجی گرفتن، خود را بیمار اعلام کردن
Beispiele
- Ich muss mich heute krankmelden, weil ich Fieber habe.من امروز باید مرخصی استعلاجی بگیرم (اعلام بیماری کنم)، چون تب دارم.
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ
به محل کار یا تحصیل اطلاع دادن که به دلیل بیماری قادر به حضور نیستید
- Viele Mitarbeiter melden sich am Montag krank.بسیاری از کارمندان روز دوشنبه خبر بیماریشان را میدهند.