krankmelden
خود را بیمار اعلام کردن/غیبت موجه (به دلیل بیماری)
Beispiele
- In diesem Bereich war sie erst ein Mal gewesen, als Phil sie herumgeführt hatte, und normalerweise hätte sie dort gar nicht arbeiten dürfen, aber ein paar der anderen Mitarbeiter hatten ''sich krankgemeldet'' und einer ihrer Ehrenamtlichen war kurzfristig abgesprungen.او فقط یک بار در این بخش بود، زمانی که فیل او را راهنمایی کرده بود، و معمولاً نباید آنجا کار میکرد، اما چند نفر از کارکنان دیگر خود را بیمار اعلام کرده بودند و یکی از داوطلبان او به طور ناگهانی انصراف داده بود.
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ
به کارفرما یا مدرسه اطلاع دادن که بیمار هستید و نمیتوانید حاضر شوید.
- Ich muss mich heute krankmelden, weil ich Fieber habe.من امروز باید مرخصی استعلاجی بگیرم، چون تب دارم.
- Viele Mitarbeiter melden sich am Montag krank.بسیاری از کارمندان دوشنبهها مرخصی استعلاجی میگیرند.