krankmelden

Aussprache: /ˈkʁaŋkˌmɛldn̩/
Wortzerlegung: krank·mel·den
فعل

استعلاجی گرفتن، خود را بیمار اعلام کردن

Beispiele

  • Ich muss mich heute krankmelden, weil ich Fieber habe.من امروز باید مرخصی استعلاجی بگیرم (اعلام بیماری کنم)، چون تب دارم.

Bedeutungen

1 sich + Akkusativ

به محل کار یا تحصیل اطلاع دادن که به دلیل بیماری قادر به حضور نیستید

  • Viele Mitarbeiter melden sich am Montag krank.بسیاری از کارمندان روز دوشنبه خبر بیماری‌شان را می‌دهند.