krankschreiben

Aussprache: /ˈkʁaŋkˌʃʁaɪ̯bn̩/
Wortzerlegung: krank·schrei·ben
فعل

مرخصی استعلاجی دادن، گواهی عدم امکان کار صادر کردن

Bedeutungen

1 jemanden (Akkusativ) + für/wegen + Akkusativ/Dativ krankschreiben

پزشک بیمار را به دلیل بیماری تا تاریخ مشخصی دارای استعلاجی و غیرقادر به کار تشخیص دادن و برایش گواهی صادر کردن

  • Der Hausarzt hat mich für eine ganze Woche krankgeschrieben.پزشک خانواده به من برای یک هفته کامل مرخصی استعلاجی داد.
  • Sie ließ sich wegen einer schweren Grippe vom Arzt krankschreiben.او به دلیل آنفولانزای شدید از پزشک گواهی استعلاجی گرفت.