krankschreiben
مرخصی استعلاجی دادن، گواهی عدم امکان کار صادر کردن
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ) + für/wegen + Akkusativ/Dativ krankschreiben
پزشک بیمار را به دلیل بیماری تا تاریخ مشخصی دارای استعلاجی و غیرقادر به کار تشخیص دادن و برایش گواهی صادر کردن
- Der Hausarzt hat mich für eine ganze Woche krankgeschrieben.پزشک خانواده به من برای یک هفته کامل مرخصی استعلاجی داد.
- Sie ließ sich wegen einer schweren Grippe vom Arzt krankschreiben.او به دلیل آنفولانزای شدید از پزشک گواهی استعلاجی گرفت.