krankten Aussprache:/ˈkʁaŋktən/Wortzerlegung:krank·ten Konjugierte Form آنها مریض بودند معانی و تعاریف krankten:رنج بردن از یک بیماری جسمی یا روانی، به ویژه در زمینههای پزشکی یا ادبی. جملات نمونه برای krankten:Der Dichter krankte an einer schweren Depression, die sein Werk stark beeinflusste.شاعر از افسردگی شدیدی رنج میبرد که تأثیر زیادی بر آثارش داشت.Seit Jahren krankte sie an einer chronischen Krankheit, die ihre Lebensqualität beeinträchtigte.سالها بود که او از یک بیماری مزمن رنج میبرد که کیفیت زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده بود.