auskratzen
خراشیدن، پاک کردن (داخل ظرف)، تراشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas auskratzen)
چیزی را با خراشیدن یا تراشیدن از داخل ظرف یا سطح خارج کردن یا پاک کردن.
- Sie musste den Topf gründlich auskratzen, um alle Essensreste zu entfernen.او مجبور بود قابلمه را به دقت بتراشد تا تمام باقیمانده غذا را پاک کند.
- Der Maler kratzte die alte Farbe von der Wand aus.نقاش رنگ قدیمی را از روی دیوار خراشید و پاک کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas auskratzen)
چیزی را با خراشیدن از بین بردن یا محو کردن (مثلاً یک نوشته، یک علامت).
- Er kratzte die unerwünschte Werbung von der Scheibe aus.او تبلیغات ناخواسته را از روی شیشه خراشید و پاک کرد.
- Mit einem Messer kratzte sie die Zahlen aus dem Holz.او با چاقو اعداد را از روی چوب تراشید و محو کرد.